ابن المغازلي / الكلابي ( مترجم : سيد جواد مرعشى نجفى )
18
مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي )
را به جلابى با فتح جيم خلط نمودهاند ، در صورتى كه جلابى بفتح جيم منسوب به دهى است بنام جلاب در ناحيه خوارزم ، و فقيه ابو سعيد احمد فرزند على جلابى كه از اساتيد سمعانى است اهل آنجا است ، پس به كتاب ( التبصير و المشتبه ) رجوع شود ، همان طورى كه گاه مىشود كه جلابى بضم جيم به حلابى با فتح حاء مهمله مشتبه مىگردد پس لازم است كه ناقل و نويسنده سعى و كوشش كرده و تثبت داشته باشد سخنى در بارهء لفظ ابن مغازلى اين لفظ كنيه عدهاى از دانشمندان مىباشد كه از جمله مؤلف اين كتاب و فرزندش محمد مىباشد و از آنها عمر فرزند ظفر ابو حفص ابن مغازلى است كه از قاريهاى بغداد بشمار مىآيد كه متوفاى سال 542 است و ليكن نكتهاى كه قابل توجه مىباشد اين است كه لفظ مزبور وقتى كه مطلق و بدون همراه اسمى ذكر شود ، مقصود صاحب اين كتاب مىباشد و دليل اين اشتهار آن است كه يكى از اجداد او در واسط در محله مغازليها ساكن بوده است . سخنى در پيرامون كلمه واسطى كلمهء واسطى ، منسوب بواسط كه شهرى اسلامى ، واقع در جنوب عراق ميان كوفه و بصره كه حجاج بن يوسف ثقفى آن را در سال 75 يا 78 و بنا بروايت اصح در سال 83 در زمان حكومت عبد الملك بن مروان تأسيس كرده است ، مىباشد و اين شهر به دو جزء شرقى و غربى بوسيلهء شط دجله كه از ميان آن عبور كرده ، و ميان اين دو قسمت فاصله انداخته ، تقسيم شده است ، و به آن واسط قصب نيز گفته شده ، و مثل ( تتغافل كانك واسطى ) خود ترا بغفلت ميزنى مانند آن كه تو واسطى هستى ، از آن است و فاصله ميان كوفه و واسط پنجاه فرسخ و همانطور ميان واسط و بصره نيز پنجاه فرسخ مىباشد ، و قبل از حدوث و تأسيس آن در همان محل شهرى بود بنام « كسكر و